تبليغاتX
مجنون تنها

مجنون تنها

طفلی این دل که به گناه دیگرون مرد

با سلام

نمی دونم چه جوری شروع کنم؟؟!!

خیلی وقته نبودم...

سال هم جدید شد اما...

پ.م:دلم خیلی پر از خیلی هم بیشتر

 

+نوشته شده در یکشنبه دوم فروردین 1388ساعت1:0توسط تنهادر انتظار | |

این روزها مثل لاک پشت توی لاک خودمم.نمی تونم حرف بزنم!

 ولی می دونم اگه این حرف ها رو نزنم سنگین میشم!

غم ودرده مثل طناب دار به دور گردنم پیچیدن خدا چرا پایان نمی گیرم؟؟؟

پ.ن:این همه صبر کردم که اخرش بشه این؟؟؟؟خدا؟؟!

پ.ن:بازنده ی بازندم از همه باختم حتی خودم!

پ.ن:دیگه با اهنگ هم اروم نمی شم!!

+نوشته شده در چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387ساعت21:44توسط تنهادر انتظار | |

 

تعطیل شد

ولی موقت

یه ۳ و۴ ماهی

تعطیل شد

پ.ن یه سخن از معلمون که خیلی دوسش دارم

چیزی که دوست داری تا زمانی دوسش داری که اونو نداشته باشی

 

+نوشته شده در سه شنبه ششم فروردین 1387ساعت14:19توسط تنهادر انتظار | |

 

از خودم بدم می یاد زندگی یه رنگو دوست ندارم (سیاه)

خسته ام

+نوشته شده در یکشنبه پنجم اسفند 1386ساعت22:16توسط تنهادر انتظار | |